سِحْرِ گفتارِ تو را مي طلبد جان و تنم
خدايا به سلامت برسان يار را به بَرَم
دل بسوز و عود بسوز و شعله ور شو ازين فاصله ها
اين چنان بي خبري از يار بسوزاند من و اين خاطره ها
چَشم در چَشمِ زيبايِ رُخت خواهم دوخت
طالعِ بختِ طلايي بر دلت خواهم دوخت
همرهِ من آن كوچه و اين شهرِ بزرگ ز جدايي تيره و تار شدست
فرياد و فغانِ منِ ديوانهِ پري زين عالمِ عشاق فقط اشك شدست...
#گلستانِ ابي لي
#يك روز بعد از سفرت
برچسب: فغان,فغانی,فغانی فینال المپیک,
نویسنده: پرهام عابدی