فضل و عدل و دل و جان و سَرِ من تابع امرِ تو است
عالمِ اين هستي در هفت آسمان، همه در مدحِ تو است
اي كه اين اشعار و ابيات همه از فخرِ تو است
تا آخر اين دورانِ دوار دلِ من بند تو است
اي كه هست و مست و دست من در دستِ تو است
اي واي، كه شادي و غمم در گرو ِ اخم تو است
منزلِ ويرانه ي من به دست تحريف تو است
آشانهِ و كاشانه يِ امنت به رسمِ تشريف تو است
من كه اين جان و تنم به فدايِ رخ زيباي تو است
چشمِ من هر لحظه به انتظارِ ديدار و تماشايِ تو است
خالق يكتايِ جهان سرمست از اين خلقِ تو است
ديوان و گلستان و بوستان، غرق در اين فجرِ تو است
#گلستانِ ابـي لـي
برچسب:
نویسنده: پرهام عابدی