خرید بک لینک

از پُر شوري و برقِ دل انگيزِ نگاهت من تو را سلطانه يِ عشق نام نهادم
من با افسونگري و دلبري تو همچو كودكـ، پاي در اين دنيا نهادم
آرزو دارم شبِ بيكرانِ دريايِ دلت مهتابي باشد
پايان اين قصه يِ وصل من و تو ،آن روزِ بهاري باشد
فقط آن بوفِ كورْ بيداريِ شبم را ديد و بس، كَس ندانست
آن سويِ چراغي كه پروانه يِ شبتاب براي دل داشت شبانست
آن بال و پرِ پرنده ي طاووسِ زيبا كه به پيري رسيد چيده شدست
من ندارم قلمي تا كه خورشيدي پديد آرم شب به روز چيره شدست
شب به روز، ماه به رخ مي كشد و آن گردني و انگشتري پُرستاره
روز به شب نقاشيِ يكـ خورشيد و علف زار و بهارهِ
حال كه اين رخِ زيباي تو در اطلس دَوّار پديدار شدست
مه و خورشيد كه هيچ ، به مُژِگانت قسم كفر نباشد كه خدا هم بيمار شدست

#گلستان ابي لي

# ٤ روز به تولدت

برچسب: نویسنده: پرهام عابدی تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 16:24

صفحه بندی